تبلیغات
اصلاح الگوی مصرف - الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث
اصلاح الگوی مصرف

الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث

خبرگزاری فارس: مقصود از عنوان «الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث»، ارائة معیارها، بایدها و نبایدهایی است كه برای اصلاح شیوه مصرف در جامعه اسلامی، در قرآن و سخنان پیشوایان اسلام آمده است.

واژة «الگو» به معنای معیار، نمونه و سرمشق است؛1 بنابر این مقصود از عنوان «الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث»، ارائة معیارها، بایدها و نبایدهایی است كه برای اصلاح شیوه مصرف در جامعه اسلامی، در قرآن و سخنان پیشوایان اسلام آمده است. بدین منظور، چند مسئله باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد:


الف ـ مبانی اصلاح الگوی مصرف

مبانی اصلاح الگوی مصرف را می‌توان در دو مبنا خلاصه كرد:

1. مبانی عقلی: رفاه و توسعة اقتصادی پایدار جامعه، راهی جز اصلاح الگوی مصرف ندارد؛ زیرا اگر الگوی مصرف، اصلاح نشود، مصرف بی‌رویه، موجب تباهی منابع سرمایه‌گذاری و مانع مشاركت همگان در هزینه‌های عمومی و بهبود توزیع درآمد می‌شود و بدون منابع سرمایه‌گذاری و مشاركت همگانی، توسعة پایدار امكان‌پذیر نیست. از این رو، در روایتی از امام صادق(ع) میانه‌روی ـ كه از لوازم اصلاح الگوی مصرف است ـ از سپاهیان عقل، و مصرف بی‌رویه و اسراف از سپاهیان جهل شمرده شده است.

همچنین در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «العقل انك تقتصد فلا تسرف: خردمندی این است كه میانه‌روی كنی و اسراف نكنی.»بنابر این اگر هیچ دلیل شرعی‌ای برای اثبات ضرورت اصلاح الگوی مصرف نداشته باشیم، مقتضای عقل و تدبیر برای رسیدن به توسعه و رفاه پایدار، وجوب اصلاح الگوی مصرف و اجتناب از مصرف بی‌رویه است.

2. مــبانی دینــی: از نظر اســـلام ضـــرورت اصـــلاح الگوی مـــصرف، لااقـــل ســـه مبنـــای محكـــم اعتقـــادی و اخلاقی دارد:

یك. اعتقاد به مالكیت خداوند متعال: باور داشتن به این اعتقاد كه مالكیت انسان، اساساً اعتباری و در طول مالكیت حقیقی آفریدگار هستی است. این باور بدین معناست كه انسان اجازه ندارد اموال در اختیارش را هرگونه كه می‌خواهد، مصرف كند، چنان كه در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «اموال از آن خداست و آنها را نزد آفریدگان خویش امانت نهاده است و فرمانشان داده كه از آن، با میانه‌روی بخورند و با میانه‌روی بنوشند و با میانه‌روی بپوشند و با میانة روی ازدواج كنند و با میانه‌روی، وسیلة سواری بخرند و سوار شوند و بیش از آن را به مؤمنان نیازمند ببخشند. هركه از این حد [اعتدال و میانه‌روی] فراتر رود، آنچه از آن مال می‌خورد، حرام است و آنچه می‌نوشد، حرام و آنچه می‌پوشد، حرام و آنچه به وسیلة آن مال، ازدواج می‌كند، حرام و آنچه سوار می‌شود، حرام است.» این سخن بدین معناست كه اسراف و مصرف بی‌رویه مال، با اعتقاد به مالكیت خداوند متعال در تضاد است و اصلاح الگوی مصرف از لوازم توحید عملی است.



دو. اعتقاد به برادری دینی

از چشم‌انداز قرآن، همه اهل ایمان برادر یكدیگرند. پیوند برادری اهل ایمان از نگاه روایات اسلامی،‌آن‌قدر قوی است كه آحاد جامعه همانند اعضای پیكر یك انسان‌اند: «المؤمن اخو المؤمن، كالجسد الواحد،‌ان اشتكی شیئاً منه و جد الم ذلك فی سائر جسده، و أرواحهما من روح واحدة، و ان روح المومن لاشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها: مؤمن برادر مؤمن است و همانند یك پیكرند كه اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضایش نیز آن درد را در خود احساس می‌كنند. روح آن دو مؤمن، از یك روح است. پیوند روح مؤمن به روح خداوند، بیشتر از پیوند پرتو خورشید به خورشید است.»این باور ایجاب می‌نماید كه در جامعه اسلامی، توسعه و رفاه به صورت متعادل در میان یكایك مردم تقسیم گردد.



سه. تلازم تكامل معنوی و كنترل لذت‌های مادی

در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «دواء النفس الصوم عن الهوی، و الحمیة عن لذات الدنیا: دوای نفس، باز ایستادن از هوس و منع نمودن از لذت‌های دنیاست.» در مقابل، لذت گرایی و زیاده‌روی در مصرف قرار دارد كه موجب انحطاط معنوی و مانع كمالات نفسانی است. براین اساس، كنترل خواسته‌های مادی، به منظور تكامل معنوی، لازم و ضروری است.



ب ـ الگوی تخصیص درآمد

در اینجا به تبیین الگوی تخصیص درآمد، و توضیح مواردی كه درآمد باید در آنها مصرف شود، می‌پردازیم كه عبارتند از:

1. نیازهای شخصی: آیات و روایات فراوانی تأكید دارند كه انسان باید از لذت‌های حلال مادی استفاده كند و در شماری از روایات، با این تعبیر كه «خداوند متعال دوست دارد بهره‌گیری از نعمتی را كه به بنده‌اش داده،‌ببیند»، مردم را به استفاده از این لذت‌ها، به اندازة نیاز، تشویق می‌نمایند و نیز كسانی را كه خود را از لذت‌های مشروع زندگی محروم كرده‌اند، به شدت نكوهش می‌نمایند. البته تخصیص درآمد به نیازهای شخصی بایدها و نبایدهایی دارد كه به آن اشاره خواهد شد.

2. گشاده دستی برای خانواده: دومین مورد تخصیص درآمد ـ كه در روایات اسلامی به آن توصیه شده ـ گشاده‌دستی در تأمین نیازهای خانواده است. این موضوع آن‌قدر اهمیت دارد كه در روایتی از امام زین‌العابدین(ع) آمده است: «ارضاكم عندالله اسبغكم علی عیاله: خشنودترین شما نزد خداوند كسی است كه خانوادة خود را بیشتر در رفاه قرار بدهد. در روایتی دیگر نیز امام رضا(ع) می‌فرماید: «صاحب النعمه یجب علیه التوسعة علی عیاله: بر آن كه از نعمت برخوردار است، واجب است كه بر خانواده‌اش گشاده‌دستی كند.»

3. پس‌انداز: آینده‌نگری ایجاب می‌كند كه انسان، همة درآمد خود را یكجا مصرف نكند، بلكه آینده خود را نیز در نظر بگیرد و برای تأمین آرامش خاطرخود، در صورت امكان، بخشی از درآمدش را پس‌انداز كند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده كه می‌فرماید: «ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت: آدمی هرگاه وسایل زندگی‌اش به قدر نیاز فراهم باشد، روانش آسایش می‌یابد.»همچنین در موردی دیگر،‌آن حضرت در پاسخ گروهی از صوفیان ـ كه زهد اسلامی را تحریف كرده بودند ـ به پس‌انداز سلمان، برای زندگی سالیانة خود، به عنوان یك زاهد نمونه‌ای كه الگوی مصرف اسلامی را رعایت می‌كرد، اشاره می‌فرماید.

بدیهی است كه آینده‌نگری و پس‌انداز در سطح كلان برای تأمین نیازهای جامعه، از اهمیت دوچندانی برخوردار است و با آینده‌نگری فردی قابل مقایسه نیست. نمونه قرآنی آن نیز،‌آینده‌نگری حضرت یوسف(ع) در ذخیرة گندم برای تأمین نیازهای آینده مردم است.

4. سرمایه‌گذاری در تولید و تجارت: نكته بسیار مهم و قابل توجه این است كه توصیه روایات در تخصیص بخشی از درآمد به پس‌انداز، این نیست كه پول به صورت نقدی پس‌انداز شود، بلكه با تأكید به اصلاح و ساماندهی مال و بهره‌وری از آن، مردم به سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف تولیدی و تجاری تشویق شده‌اند تا آنجا كه ساماندهی ثروت بخشی از ایمان شمرده شده است: «اصلاح المال من الایمان: نگاهداری نیكو از مال نشانه ایمان است.»

5. مشاركت اجتماعی: یكی از موارد تخصیص درآمد ـ كه قرآن و احادیث اسلامی بر آن تأكید دارند ـ هزینه كردن در راه خداوند متعال است. اقدام این افراد از نظر اسلام، آن‌قدر اهمیت دارد كه در قرآن، در ردیف ایمان آورندگان به غیب و نمازگزاران شمرده شده است: «الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقنهم ینفقون: [پرهیزگاران اینان‌اند:] كسانی كه به غیب ایمان دارند و نماز را برپا می‌كنند و از آنچه روزی‌شان كرده‌ایم، انفاق می‌كنند.» (بقره/3)

در روایات اسلامی، مكرر تأكید شده كه این بخش از هزینه‌ها، در واقع، موجب باقی ماندن مال و ذخیره‌سازی آن برای جهان پس از مرگ انسان است.در روایتی آمده كه گوسفندی را در خانة پیامبر(ص) ذبح كردند و گوشت آن را به دیگران دادند. پیامبر(ص) از عایشه پرسید: «چیزی از آن مانده است؟» وی پاسخ داد: «چیزی جز كتف (سردست) آن باقی نمانده است.» فرمود: «به جز سردستش، همة آن باقی مانده است!»این روایت به این نكته اشاره دارد كه آنچه برای خداوند، به دیگران داده شده، برای جهان پس از مرگ باقی می‌ماند و آنچه در راه مصارف شخصی هزینه شده، فانی می‌گردد.

خداوند متعال وعده داده است كه پاداش آنچه را انسان برای خداوند هزینه كرده، به مراتب، بیش از آنچه هزینه كرده، در زندگی ابدی به او بازمی‌گرداند: «مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله حبه انبتت سبع سنابل فی كل سنبله مائه حبه والله یضاعف لمن یشاء والله وسع علیم: مَثَل [صدقاتِ] كسانی كه اموال خود را در راه خدا انفاق می‌كنند، همانند دانه‌ای است كه هفت خوشه برویاند كه در هر خوشه‌ای، صد دانه باشد. و خداوند برای هر كس كه بخواهد، [آن را] چند برابر می‌كند و خداوند گشایشگرِ داناست.» (بقره/261)

اما از آنجا كه خداوند متعال بی‌نیاز مطلق است، هزینه كردن در راه خدا در واقع، به معنای هزینه كردن در جهت منافع دیگران و مشاركت در خدمات اجتماعی برای جلب رضای حق‌تعالی است؛ بنابراین شخص مسلمان، در صورت امكان، باید درآمد خود را به سه بخش تقسیم كند: بخشی را صرف نیازهای شخصی و رفاه خانوادة خود كند، بخشی را به پس‌‌انداز اختصاص دهد؛ آن هم پس‌اندازها در جهت سرمایه‌گذاری تولیدی و تجاری، و بخشی را صرف كمك به نیازمندان و خدمات اجتماعی نماید. البته همة این موارد، ضوابط و بایدها و نبایدهایی دارند كه به آنها اشاره خواهد شد.



ج ـ بایدهای الگوی مصرف، از امكانات شخصی:

اصلی‌ترین اقداماتی كه انجام دادن آنها، به منظور اصلاح الگوی مصرف ـ البته از درآمدها و امكانات شخصی ـ لازم و ضروری است، عبارتند از:

1. برنامه‌ریزی: نخستین رهنمود اسلام برای اصلاح الگوی مصرف، برنامه‌ریزی برای هزینه كردن و ایجاد تعادل میان دخل و خرج زندگی است. قرآن در این باره می‌فرماید: «لینفق ذو سعة من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما ءاتله الله: بر توانگر است كه از دارایی خود هزینه كند،‌و هر كه روزی‌اش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است،‌خرج كند.» (طلاق/7)این سخن بدین معناست كه هر كس باید فراخور درآمد خود، برای هزینه‌های زندگی خویش برنامه‌ریزی كند؛ زیرا درآمد همة مردم یكسان نیست. از این رو، هركس برای رسیدن به توازن و تعادل میان دخل و خرج زندگی، باید برنامة خاص خود را داشته باشد. رعایت این توازن، حتی در شرایط مختلف اقتصادی زندگی یك فرد، نیز ضروری است.

این اقدام یكی از مصادیق بارز تدبیر در امور معیشتی است كه بیش از ثروت، در رفاه و آسایش انسان مؤثر است و در كنار دین‌شناسی و مقاومت در سختی‌ها، به دست آوردن آن برای اهل ایمان ضروری است و عدم‌برخورداری از این ویژگی، گاه موجب می‌گردد كه برخی از بینوایان از ثروتمندان اسراف‌كارتر شمرده شوند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «رب فقیر أسرف من غنی:بسا فقیری كه از توانگر اسراف‌كارتر باشد.» گفتم: چگونه چنین چیزی ممكن است؟ فرمود: «إن الغنی ینفق مما اوتی، والفقیر ینفق من غیر ما اوتی: توانگر از آنچه به وی عطا شده، خرج می‌كند؛ ولی فقیر بدون آنكه به وی انفاق شود، خرج می‌كند.»

2. میانه‌روی: دومین رهنمود برای اصلاح الگوی مصرف، میانه‌روی (اعتدال) در مصرف است. ممكن است درآمدِ شخصی به گونه‌ای باشد كه هر قدر كه مایل است، بتواند هزینه كند؛ اما اسلام اجازه نمی‌دهد بیش از نیاز مصرف نماید، البته باید توجه داشت كه نیاز مراتبی دارد. دانشمندان نیازهای انسان را به سه مرتبه تقسیم كرده‌اند: ضرورت، كفایت و رفاه.



مراتب نیاز

یك. ضرورت (نیاز به امكانات ضروری): مرتبة نخستِ نیاز، نیاز انسان به امكانات اولیة ضروری است؛ یعنی چیزهایی كه ادامة زندگی بدون آنها امكان‌پذیر نیست یا با مشكل جدی روبه‌روست.

دو. كفایت (نیاز به امكانات مُكفی): مرتبة دوم نیاز، نیاز انسان به امكاناتی است كه برای ادارة یك زندگی متوسط، اعم از نیازهای اقتصادی، علمی و فرهنگی، كافی است.

سه. رفاه (نیاز به رفاه نسبی): مرتبة سوم نیاز، نیاز انسان به امكاناتی است كه افزون بر برخورداری از یك زندگی متوسط، رفاه و آسایش او را نیز در حد معقول و منطقی تأمین نماید.

گفتنی است كه هرچند در روایات اسلامی تأمین نیازهای زندگی در حدّ كفاف و برخورداری از یك زندگی متوسط مورد تأكید قرار دارد، اما برخورداری از رفاه نسبی نیز با میانه‌روی در مصرف منافاتی ندارد، لذا در روایتی از اسحاق‌بن عمار نقل شده كه: به امام صادق(ع) گفتم:«آیا مؤمن می‌توانده ده پیراهن داشته باشد؟» امام(ع) فرمود: «آری». گفتم: بیست پیراهن چه؟ فرمود: «آری [اشكالی ندارد]» گفتم: «سی تا چه؟» فرمود: «آری. این اسراف نیست؛ اسراف آن است كه لباس بیرونی‌ات (میهمانی‌ات) را لباس كار و دم‌دستی قرار دهی.» بنابراین در اسلام، مصرف بیش از حدّ رفاه نسبی اسراف و غیرمجاز شمرده شده است.



3. رعایت اولویت‌ها

یكی از نكات بسیار مهم در اصلاح الگوی مصرف، درنظر گرفتن اولویت‌هاست. بی‌توجهی به این امر، هدر دادن سرمایه و گونه‌ای اسراف‌كاری است كه مشكلات گوناگونی را در پی خواهد داشت. در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «من اشتغل بغیر المهم ضیع الأهم: هر كس به چیزی كه مهم نیست بپردازد، آنچه را كه اهمیت بیشتری دارد، از دست می‌دهد.»2بنابراین در تأمین نیازهایی كه از درآمدهای شخصی صورت می‌گیرد، توجه به دو نكته ضروری است:

یكم. درنظر گرفتن اولویت در شخص مصرف كننده؛ چنان‌كه در روایتی از پیامبر(ص) آمده است: «اذا كان احدكم فقیراً فلیبدا بنفسه، فان كان فضلا فعلی عیاله، فان كان فضلاً فعلی قرابته أو علی ذی رحمه، فان كان فضلاً فها هنا و هاهنا: هر یك از شما كه فقیر است، نخست به خود بپردازد. اگر مالی افزون آمد، به خانواده‌اش بدهد، اگر بیشینه‌ای ماند، به خویشاوندان یا بستگانش بپردازد، و اگر باز هم ماند،‌ این سو و آن سو هزینه كند.» همان‌طور كه در این روایت آمده، انسان به طور طبیعی، باید در درجه اول نیازهای خود را تأمین كند، سپس نزدیكان و پس از آن، دیگران. اما گاه ضرورت ایجاب می‌كند كه نیاز دیگران را مقدم دارد كه این، از نظر اخلاقی، در اسلام پسندیده است و ایثار نامیده می‌شود.

دوم. درنظر گفتن اولویت در نیاز مصرف‌كننده. باید تأمین نیازهای ضروری‌تر بر نیازهایی كه تأمین ‌آنها ضرورت كمتری دارد، مقدم شود.



اصلی‌ترین معیار اصلاح الگوی مصرف

معیار اصلی در تشخیص میانه‌روی در مصرف و بلكه مهمترین اصل در اصلاح الگوی مصرف، به جا مصرف كردن، و نابه‌جا مصرف كردن است. این معیار در روایتی از پیامبر(ص) بدین گونه بیان شده است: «من أعطی فی غیر حق فقد أسرف، و من منع عن حق فقد قتر: هر كه به ناحق (بی‌جا) بخشش كند، ‌اسراف كرده است و هر كه به حق (به جا) خرج نكند، سختگیری و خست ورزیده است.» بر پایة این معیار عقلی و شرعی، همة بایدها و نبایدهای اصلاح الگوی مصرف را می‌توان مشخص كرد و تردیدی نیست كه تأمین همه مراتب نیاز انسان‌ها از درآمد مشروع خود، از مصادیق روشن مصرف به جا محسوب می‌شود.

4. همدردی در تنگناهای اقتصادی: یكی از دستورالعمل‌های مهم اخلاقی در اسلام، مواسات و همدردی با توده مردم در تنگناهای اقتصادی است. شخصی به نام مُعَتّب، روایت كرده كه در زمان امام صادق(ع) ـ در شرایطی كه بهای مواد غذایی، رو به افزایش بود ـ امام از من پرسید: «چقدر گندم داریم؟» گفتم: مقداری كه ماه‌ها برای ما كافی است. فرمود: «همه را به بازار ببر و بفروش.» گفتم: در مدینه گندم نیست! فرمود: «ببر و آنها را بفروش.» پس از فروش آنها امام فرمود: «اكنون مانند همه مردم برو و گندم مورد نیاز ما را از بازار تهیه كن!» و افزود: «ای معتب! غذای خانوادة مرا، نیمی جو و نیمی گندم قرار ده؛ خدا می‌داند كه من توانایی این را دارم كه خوراك آنان را تماماً گندم قرار دهم؛ ولی من دوست دارم كه خداوند مرا این گونه ببیند كه زندگی را خوب تدبیر می‌كنم.»

این سخن بدین معناست كه همدردی با مردم در تنگناهای اقتصادی، بالاترین مراتب «تدبیر زندگی» و زیباترین «الگوی مصرف» در اسلام است كه باید مورد توجه ثروتمندان، به‌ویژه رهبران دینی و سیاسی باشد.

5. رعایت بیشترین بازدهی اجتماعی: یكی از نكات مهم در الگوی مصرف در مشاركت‌های اجتماعی، این است كه باید به گونه‌ای عمل شود كه دارای بیشترین بازدهی اجتماعی باشد. از این رو، هزینه كردن در مواردی كه زیانش برای انسان، بیش از سودش برای دیگران است، نكوهیده شمرده شده است. چنان كه در روایتی از امام كاظم(ع) آمده است: «لاتبذل لاخوانك من نفسك ما ضره علیك اكثر من منفعته لهم: برای برادران[ایمانی]خود، چندان از خودت مایه مگذار كه زیان آن برای تو بیشتر از سودش برای آنهاست.» یعنی وقتی كسی بدهكاری زیادی دارد، شما نباید همة ثروتتان را برای پرداخت بدهی چنین شخصی بدهید؛ چون در این صورت، بدون آنكه بدهی او پرداخته شده باشد، همة ثروت خود را از دست داده‌اید.

6. ساده‌زیستی: اصلاح الگوی مصرف، بدون قناعت و ساده‌زیستی و دوری از تجمل‌گرایی امكان‌پذیر نیست، از این رو، در روایات اهل بیت(ع) كاستن از هزینه‌های زندگی و ساده‌زیستی، مكرر توصیه شده است. بر پایة روایتی از امام صادق(ع)، ویژگی‌های شخصی با ایمان این گونه است: «المؤمن حسن المعونه، جید التدبیر لمعیشته: مؤمن یاریگری شایسته است، كم خرج است و گذران زندگی‌اش را خوب تدبیر می‌كند.» بر این اساس، برنامه‌ریزی در جهت ارتقای فرهنگ ساده‌زیستی، یكی از مصادیق بهترین برنامه‌ریزی‌ها برای تدبیر زندگی و اصلاح الگوی مصرف است.

در این باره امام صادق(ع) سفارش فرمود: انظر الی من هو دونك فی المقدرة ولا تنظر الی من هو فوقك فی المقدرة، فان ذلك اقنع لك بما قسم لك: به ناتوان‌تر از خودت بنگر و به توانگر از خویش منگر؛ زیرا این كار تو را به آنچه قسمت تو شده، قانع‌تر می‌سازد.» رعایت این رهنمود، نقش مهمی در پیشگیری از چشم و همچشمی و افراط در تجمل‌گرایی دارد.

7. درنظر گرفتن جامعه:یكی از نكاتی كه درباره موضوع ساده‌زیستی و اجتناب از تفریط در مصرف، توجه به آن ضروری است، درنظر گرفتن فرهنگ عمومی مردم، در زمان‌های مختلف است. به سخن دیگر، ساده‌زیستی به معنای استفاده از پوشاك یا غذای نامرغوب یا مسكن نامطلوب و در یك جمله «زندگی نامتعارف» نیست.

در روایتی از امام رضا(ع) آمده كه می‌فرماید: «ان اهل الضعف من موالی یحبون ان أجلس علی اللبود والبس الخشن، ولیس یتحمل الزمان ذلك: دوستان سست عقیده‌ام، دوست می‌دارند كه من بر پلاس بنشینم و جامة زمخت بپوشم؛ اما این روزگار گنجایش چنین كاری را ندارد.»

همچنین هنگامی كه سفیان ثوری با دیدن لباس زیبایی برتن امام صادق(ع) به ایشان ایراد گرفت كه پدرانش از این گونه لباس‌ها استفاده نمی‌كرده‌اند، امام فرمود: «پدران من در روزگار فقر و تنگدستی زندگی می‌كردند، حال آنكه امروز، زمانة گشایش و فراخی است. پس شایسته‌ترین كسان برای بهره‌مندی از این گشایش، نیكان این زمانه‌اند.» بنابراین همسویی با فرهنگ مشروع حاكم بر جامعه، نه تنها نكوهیده نیست، بلكه مطلوب و پسندیده است.


نوشته شده در تاریخ جمعه 18 دی 1388 توسط ح .ی